تبليغاتX
طالع نحس

طالع نحس

طالع نحس

سلام خوبید بعد از یک مدت طولانی دوباره میخوام بنویسم(به افتخارم دست بزنید)
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 16:33  توسط الهام تپل  | 

سلام به خدا خیلی بی انصافید این همه وبلاگم امار انلاین داره اما دلتون نمیاد یه نظر بدید
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مهر1384ساعت 9:18  توسط الهام تپل  | 

خودت بگو؟؟؟؟؟؟

امروز میخواهم از بیکار ترین قشر جامعه صحبت کنم که اگر من وزیر سازمان کار بودم حتی اون دسته از افرادی که جزء این گروه هستند و کار هم دارند من بیکار حساب میکردم

اون دسته افرادی نیستند جزء اراذل و اوباش که تقریبا چه پسر چه دختر با این دسته مواجه شدید

شاید خیلی ها بگید چرا پسر ها

حق هم دارید اخه تازگی ها دختر ها هم واسه عقب نماندن از جامعه به این گروه پیوستند

دیگه کم کم میتونن یک صنف تشکیل بدهند

سر کوچه یا خیابان همه ی ما یک سری ایستادند که وقتی بخوای از کوچه رد بشی از فرق سر تا نوک پا ازت ایراد میگیرند بعضی وقت ها هم کارهایی میکنند و حرف هایی میزنند که تا یک هفته دهنت باز میمونه و به خودت ناسزا میگی که چرا از در خونه بیرون رفتی

نمیدانم جدا خونه ندارند یا زیر پل یا خیابان زندگی میکنند اون دسته از افراد این صنف که سر کار مروند شب قرارشون سر کوچه

به خدا یه روزی به تمام وقتی که گذاشتی و سر کوچه ایستادی و با دهن به دهن گذاشتن با افرادی که حتی ارزش هیچ هم ندارند گذاشتی حسرت میخوری

اما ما انسان ها بلد نیستیم عبرت بگیریم

دختر خانم ها هم که دستشون درد نکنه دیگه تازگی ها اون ها هم به این صنف پیوستند و خداییش خیلی هم پر کار هستند اما هر چیزی در جای خود زیباست

کاش به جای این کار ها یک کم مراقب رفتارمون بودیم

 

ودر اخر یک داستان یک روز دوستم با چند تا دختر بیکار توی خونه جمع بودند و تصمیم میگیرند یکی از پسرهای محل را اذیت کنند دوستم خودشو کنار میکشه و یکی از بچه ها زنگ میزنه و بعد از چند کلمه حرف زدن و پاس دادن تلفن به هم دیگه پسره به یکی از دخترها میگه انگار یکی از شما با من صحبت نکرده و دختره میگه اونو ولش کن اسگوله

و پسره میگه گوشیرو بده بهش و گوشیرو میدن به دوستم و پسره به دوستم میگه ازت یه سوال بپرسم به من راستشو میگی

و دوستم میگه بپرس:میگه:شماها تو خونه بیکارید که مزاحم مردم میشید (به افتخار پسره دست)

و دوستم گوشیرو میذاره و واسه ی همیشه متحول میشه و با اون دخترهای بیکار هم واسه همیشه قطع رابطه میکنه

کاش ما هم مثل اون پسره حال یک سری انسان بیکار رو میگرفتیم

حیف که توی کتاب های درسی فقط بلدن از چیزهایی بنویسند که فقط یک بعد تمام قضیه هست

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مهر1384ساعت 8:23  توسط الهام تپل  | 

ناسزا

امروز میخوام از یک موضوعی صحبت کنم که خیلی بین جوان ها مد شده وان هم فحش دادن و ناسزا گفتن است

خیلی از ما وقتی به هم میرسیم به جای سلام علیک به هم ناسزا میگیم نمیدونم چرا به این کارها عادت کردیم

در صورتی که اصلا کار درستی نمیکنیم خیلی از ما تازه یه عادت بدتر داریم و ان ناسزا گفتن به مقدسات و عزیز ترین افراد زندگیمان مثل خانواده هایمان هست پسرها به مادر و خواهر و در بین دختر خانم ها هم که مد شده به پدر و برادر نمیدونم چرا داریم با خودمان و شعورمان این کار را میکنیم

در صورتی که اصلا کار درستی نیست اما در بین خیلی از ما عادت شده اما  عادت غلطی هست و باید سعی کنیم مثل اعتیاد ان را قطع کنیم

به خصوص ماه رمضان ماه مناسبی برای انجام دادن این کار هست چون بهتر سعی میکنیم از زدن حرف های رکیک خودداری کنیم

بیایید یک کم به فکر خودمان باشیم و این بهترین راه است

امیدوارم هم خودم در این راه موفق بشوم و هم کسانی که به این مرض دچار هستند

مثل خودم و تمامی کسانی که دچار هستند در ترک کردن این عادت غلط موفق باشند.

 

خیلی از شما انتقاد کردید که تو قرار بود از معضلات جامعه صحبت کنی خوب این هم یک معضل هست من و تو باید اول مشگلات کوچک جامعه را حل کنیم و بعد به سراغ مشگلات بزرگ تر برویم.....
+ نوشته شده در  جمعه 15 مهر1384ساعت 12:6  توسط الهام تپل  | 

تحمل نکن صبر کن

امروز دلم خیلی گرفته چون دیروز با صحنه ای مواجه شدم که اصلا انتظارشو نداشتم

فرض کنید یک پسر مست وسط خیابون دیگه بقیشو نمیگم اما خدا کنه دیدن این صحنه باعث باطل شدن روزه ام نشده باشه

جدا چرا خیلی از ما وقتی از ما همه جا در مانده میشویم به چیزهایی رو میاریم که نه تنها درد کم نمیکنه بلکه اضافه هم میکنه

یک بار از یکی پرسیدم چرا عرق میخوری گفت:چون درد دارم و میخوام از مشگلاتم فرار کنم گفتم: خوب فرض کن ۵ دقیقه هم فرار کردی بعدش چی؟

دوباره اون معضل توی زندگی تو هست چرا نمی ایستی و مبارزه نمیکنی؟

گفت:نمیشه بعد هم خانواده ی من با این مساءل مشگلی ندارند

نمیدونم چرا همه ی ما همه چیز را به خانواده ربط میدهیم من و تو دیگه یک انسان کامل هستیم و فکر داریم به جای سطحی فکر کردن

من خودم تقریبا تمام دوستام همه اهل سیگار و عرق هستند اون وقت من اهل خدا و پیغمبر

خوب دیگه خودتون حدس بزنید چقدر برام مشگله فرقی هم نداره چه دختر چه پسر همگی زدن به سیم اخر

من هم که دوستام همه دختر هستند ولی به این چیزها رو اوردند

اخه این چه زندگی شده مگه چقدر زنده هستیم که نصفش به مستی بگذره یا یه سیگار بگیریم دستمون تازه یکی مثل من که تا حالا دستش رو هم به این چیز ها نزده بگید بچه مثبت تلقی کنید

و تازه بگید ادم باید همه چیز رو خودش تجربه کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگه من و تو چقدر زنده هستیم که تازه همش بخواهیم تجربه کنیم میدونی اونی که فقط تجربه میکنه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

البته با عرض پوزش  به اونایی که به خودشون شک دارن ولی اون حیوون هست که به خاطر داشتن حس غریزه فقط خودش حق تجربه دارد

ولی من و تو اشرف مخلوقاتیم

خدایا به من تحمل نده چون تحمل یعنی تسلیم ولی به من صبر بده تا در این جامعه که خیلی از ما و حتی خود من سطحی فکر میکنیم دوام بیاورم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مهر1384ساعت 11:42  توسط الهام تپل  | 

الگوها

امروز میخوام از یک موضوع دیگه صحبت کنم اون هم روش غلط الگو انتخاب کردن هست.

خیلی از ما افرادی را الگوی خود قرار میدهیم که حتی اندازه ی هیچ هم ارزش ندارندچند نفر از ما در انتخاب الگو دقت میکنیم بیایید سعی کنیم یک کم فکر کنیم

بعضی از ما در انتخاب الگو اشتباهات میکنیم و افرادی را انتخاب میکنیم که اگر ازش حتی ساده ترین سوالات را بکنیم هم نمیداند

افراد عاشق هم که دیگه هیچی همه چی را در نگاه معشوق میدانند انگار خدا دنیا را در نگاه معشوق ساخته درسته عشق زیباست اما با شان و منزلت عشق بازی نکنید عشق سزاوار هر کسی نیست عشق وقتی زیباست که عقل و احساس با هم هم صدا شوند هر وقت این طور عاشق شدی بدان عاقل ترین فرد دنیا هستی(اخه تو این دوره زمونه عاقل کم یابه)

طرف  یکی رو برای الگو انتخاب میکنه که موهاشو نگاه کنی  مثل درویش میمونه اما بویی از خدا ندارد تا حالا چند بار  جلوی اینه ایستادی و خودتو دیدی نه یک فردی که زندگیشو به دست مد روز داده باشدو به دست افرادی که از این راه پول در می اورندسعی کنیم خودمان باشیم همانطور که خدا دوست دارد.

 و در اخر یکی از بزرگان به من نصیحتی کرد که من این نصیحت را به شما میکنمروزی از بزرگی پرسیدم دنبال الگو میگردم اما هر کسی عیبی دارد و من کسی را میخواهم که الگوی کامل باشدو گفت: چه کسی بهتر از خدا ! تو جلوه ای از وجود خدا هستی و خدا در وجود تو حضور دارد پس هر روز با او باش و سعی کن مثل خدا مهربان و صبور باشی تا شاید جلوه ای از خدا شوی که خدا به وجودت افتخار کند

حالا یه پیشنهاد دارم بیایید یک وبلاگ بزنیم و مشگلات بچه های وبلاگ ها اگر تونستیم حل کنیم تا به خودمون و کسانی که با اینترنت مشگل دارن ثابت کنیم میشه با اینترنت هم صواب کرد و کار اینترنت فقط چت نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مهر1384ساعت 10:37  توسط الهام تپل  | 

یک کم به خودمون بیایم

امروز میخوام از بیکاری و بی تفاوتی خودمون جوان ها صحبت کنم خیلی از ما با داشتن کار روزانه الان پای کامپیوتر نشستیم و چت میکنیم ولی هیچ کدام این مساءل درد من و تو و جامعه را درمان نمیکند به جای این که توی اینترنت دنبال مطالبی بگردیم که به دردمان بخورد دنبال شماره رد و بدل کردن توی چت و اس ام اس دادن به دختر یا پسره هستیم(خودم را هم میگم فرقی نمیکنه)

خیلی از ما از محل کار وارد اینترنت میشیم و شروع به چت میکنیم

به نظر شما این حقوق حلاله؟؟؟؟؟

نمیدونم شاید هم من خیلی به بعضی مساءل حساسم ولی توی خیلی از محل های کار روابط از حد همکاری در اومده و هرچی بخوان به هم میگن به خصوص در جاهایی که دولتی هست نمیدونم شاید خیلی از شما با این مسائل روبرو شده باشید ولی این جامعه حتی تا زمانی اسرافیل شیپور دنیا رو بزنه هنوز به هیچ جایی نرسیده و این جامعه یعنی جامعه ی من و تو که به جای کار کردن به مسائل فرعی میپردازند مسائلی که شاید اندازه ی ارزن ارزش نداشته باشه

سعی کنیم درباره کارهایی که انجام میدیم فکر نیم

قبول دارم بیکاری توی جامعه زیاده اما به عرضه ی طرف هم بستگی داره وقتی دیپلم را هم با تک ماده گرفتی چه انتظاری داری از کار مگر این که بری شغل ازاد یا نگهبان شرکت های دولتی بشی(البته جدیدن)

اگر درس خوندی و ادم درس خونی بودی و اون وقت کار نبود اون وقت هر چی خواستی شکایت کنم

خوب منتظر نظرات سازنده ی شما هستم

ولی لطفا  از زدن حرف های رکیک خوداری کنید چون من خیلی بدم میاد

ممنون
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 مهر1384ساعت 11:3  توسط الهام تپل  | 

به خودت احترام بذار

امروز میخوام از یک معضل جدید صحبت کنم اون هم کم سوادی خیلی از جوان ها هست که با یک کلمه گفتن این که من استعداد درس خواندن ندارم مشگل خود را حل میکنند(خدایی بعضی هاشون معدل های ضایعی دارن)

در صورتی که هیچ کس از مادر علامه زاییده نشده بلکه با تلاش و شب بیداری به یک جایی رسیدند

خیلی ها درسته از نظر مغزی شاید باید بیشتر بخوانن ولی دیگه اگر طرف کند ذهن بود میرفت مدرسه استثنایی

ما ادم ها همیشه راحت ترین راه را انتخاب میکنیم بدون این که به عواقبش بیندیشیم

اینده ی همه ی ما به هم بستگی داره

کاش به جای فکر کردن به مسائلی که اندازه اب دهان مرده ارزش نداره به مسائلی فکر میکردیم که اینده خود ما ساخته بشود

در صورتی که خیلی از جوان ها هنوز شلوارشونو  ماماناشون میشورن یک شب میخوابه صبح بلند میشه میگه عاشق شدم

وای به اون روزی که از عشق ضربه بخوره درس و مدرسه تعطیل(انگار هر کی عاشق بشه بهش دکترا میدن)

توی خیلی از وبلاگ ها میبینیم طرف به یک عشق مجازی دل خوش میکنه که جلوه ای از وجود خداست و خیلی راحت خدا رو که وجود همه ی ما به او بستگی داره به یک عشق میفروشه(مسئله داره به حوزه علمیه کشیده میشه)

اما جدا خیلی از ما فراموش کردیم برای چه به وجود امدیم در صورتی که بهترین روزهای عمر خود را داریم میگذرانیم

روی حرف هایم انتظار ندارم فکر کنید اما به خودت بیشتر فکر کن به قول مادربزرگم(تا خودت به خودت احترام نذاری هیچ کس بهت احترام نمیذاره)

موفق باشید
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1384ساعت 10:24  توسط الهام تپل  | 

روزت مبارک

امروز نمیخوام از معضلات جامعه حرف بزنم شاید هم معضل باشه نمیدونم امروز روز جهانی کودک و روز سالمند است

چقدر به پدر بزرگ و مادربزرگ و خواهر برادرهای  کوچکترمان احترام میگذاریم

خیلی ازما تا بخواهیم سر صحبت را با خواهر یا برادر کوچکترمان(خوش به حال خودم که ندارم) باز کنیم حرف اول به دوم بهشون ناسزا میگیم به همین خاطر خیلی از بچه های کوچک صحبت های فاحشی میکنن که در شان ما و جامعه ی مانیست(خودمان را دست کم نگیریم)

خیلی از ما وقتی پدربزرگ و مادربزرگ هایمان به خاطر اخلاق خاصی که دارن رفتار بدی باهاشون داریم یا اصلا احترام نمیگذاریم در صورتی که خیلی از ما به این سن میرسیم و مثل خیلی از انسان های پیر پرتوقع میشیم

 

بیاییم به یکدیگر احترام گذاشتن را بیاموزیم کودکی و پیری جلوه ای از خداست مثل بهار وزمستان پس تا در بهار زندگیمان هستیم قدر زمستانی که دیگران در ان قرار دارند را بدانیم شاید من و تو نتوانیم ان را تجربه کنیم
+ نوشته شده در  شنبه 9 مهر1384ساعت 11:15  توسط الهام تپل  | 

ازدواج های مدل جدید

دقت کردید چقدر امار طلاق زیاد شده البته امار ازدواج هم زیاد شده(نصف این ازدواج ها مسخره بازی شده)

پسره و دختره شب میخوابن و صبح بلند میشن و میگن من عاشق شدم نمیدانم چرا انقدر کلمه ی عشق را بی ارزش کردیم

اما عشق این نیست که با یکی توی خیابون دوست بشیم بعد از یک سال هم بشینیم پای سفره عقد

خیلی از ارزش ها از یاد من و تو رفته درسته ازدواج مقدسه اما در کنار احساس باید عقلی هم وجود داشته باشه

پسره به زور هیجده سالشه میره زن میگیره  اون وقت خیلی از اون هایی که در سن ازدواج هستند حاضر به ازدواج نیستند

درسته هر کسی معیار خودشو برای ازدواج داره اما باید سعی کنیم از مغز هم استفاده کنیم تا صفر کیلومتر باقی نمونه

اما حیف که خیلی از ما فقط از قلبمون استفاده میکنیم

و یک سال بعد از ازدواج میفهمیم چی کار کردیم  نمیدونم شاید هم خوشبخت شوند اما ان هایی که خوشبخت میشوند حتما با معیار و عقل و احساس همه را به کار میگیرند

ازدواج اسارت نیست ازدواج تحمیل کردن نظر های خود به شریک زندگی نیست

نه!ازدواج هیچ کدام این ها نیست بلکه در کنار هم بودن و هم از تنهایی گریختن و باور کردن یکی غیر از هم جنس خود

البته این ها همه نظر شخصی من است و هر کسی نظر خود را دارد و برای همه ارزوی خوشبختی میکنم

اما سعی کنیم از عقلمان هم استفاده کنیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 12:38  توسط الهام تپل  |